زیباترین هدیه خدا ، رادین پسریزیباترین هدیه خدا ، رادین پسری، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 22 روز سن داره
پیوند بهار زندگیمونپیوند بهار زندگیمون، تا این لحظه: 17 سال و 5 ماه و 26 روز سن داره

"ב ر نـــــیــــــــــ♥ـــــــــــمـــه راه پاییــــــــز "

... یلدا ولادت دوباره خورشید بر خورشید گرما بخش زندگیمان مبارک ...

1391/11/3 16:34
نویسنده : مامان رادين
526 بازدید
اشتراک گذاری

به نام خداوند خورشید و ماه

 

 

یلدا آمد ...

یلدا آمد و شبی طولانی را آورد...

یلدا آمد و خورشید دوباره متولد شد ...

یلدا و خورشید آمدند و روشنایی مهمان سرزمین آریاییمان شد ...

یلدا آمد و ماه رفت...

یلدا آمد و تاریکی رفت ...

یلدا آمد و پائیز برگ ریزهزار رنگ رفت و زمستان سپید آمد...

 

 

یلدای امسال دومین یلدای عزیز دلمه

یلدایت مبارک دلبندم

یلدا بر خانواده سبزم مبارک

پسرم چون یلدا مهمون بودیم ، این عکسها رو چند وقت بعد خونه خودمون ازت انداختم...

کلاهی هم که رو سرته مامانی برات بافتمتشویقتشویقاوه

 

بعد انداختن اولین عکس ، پسرم دلش هندونه خواست...

هر چی صدات میزدم  که بزار چند تا عکس بگیرم بعد بخور، گوشت بدهکار نبود و سرتو فرو کرده بودی تو هندونه...

منم فقط از خنده داشتم می مردم و تند تند از تمام زوایا ازت عکس می انداختم ...

چه عجب بلاخره کوتاه اومدی مامان؟؟؟؟

خوشمزه بود؟؟؟؟

تو خودت هندونه شیرین منی ، از تو خوشمزه تر کجا پیدا میشه آخه؟؟؟؟

هنوز دلت گیر هندونستا مامانی..

بزار دو تا عکس بیندازم...

خوشکله هندونش؟؟؟؟

هر چی گشتیم با بابا احمد هندونه گرد پیدا نشد و مجبور شدم از توپ هندونه ای استفاده کنم ...

هی هی ، چسبید بهت شیطونک؟؟؟

انگار رازی هستی از طعمش!!!

دست از طلب ندارم تا کام من بر آید!!!

قربون اون لب و لوچه هندونه ایت با اون خنده شیرینت...

اینم سری دوم عکسها با تم سنتی...

البته پسری من شکمو تر از اینه که بزاره دو تا عکس خوب بیندازم ازش...

پسرم مودب هم هست ، تک خوری بلد نیست و تعارف هم  می کنه...

نوش جونت گلم ...

این جلیقه و کلاه رو تقریباً دو ماهه بودی که بابا حبیب از اصفهان برات سوغات آورد ...

و مامان لباسهای زیرش رو برا عکس انداختن برات دوختم ...

این چراغ نفتی هم که دستته قضیش مفصله ...

این سر جهازیه مامانه ...

اینو بابا احمد موقع خریدن جهیزیم به سلیقه خودش برام خرید...

 ومن عاشقشم ...

یادمه یه بار تو خونه نکونی عید از دستم افتاد، تا بگیرمش قلبم داشت پر پر میزد که نکونه بشکنه ...

خدا رو شکر خودش نشکست اما شیشه اصلیش که یخی بود از دستم سر خورد و دیگه مثل اون شیشه پیدا نکردم ...

الانم جون مامانت مواظب باش تا نشکنیش ...

این بقچه هم داستان داره...

اینم سرمه کاریش کار دست خودمه و برای لباس دامادی بابایی دوختمش ...

لباس هاس دامادی های بابایی رو شب حنا بندون تو این گذاشتیم و بهش دادیم ...

ایشالازنده باشم و  لباس عروسمو توش بچینم ...

 

اینم از خسته شدنت، که با تغییر قیافه اعتراضت رو نشونم دادی که بسه دیگه ...

یلدا بر عزیزان چهار فصلم مبارک

یلدای"طلوع  خورشید" مبارک

یلدای امسال یه طلوع دیگه هم داشت و اون" طلوع خورشید پر برکت امام موسی کاظم" بود، که جشن آریایی ما رو زیبا تر کرد...

 

 

یلدای 91 رو مهمون خونه عموی مامی به پایان بردیم ...

یلدای قشنگی بود ...

کلی خوراکیهای رنگاوارنگ و کلی حرف و کلی خنده ...

خیلی خوش گذشت ، مخصوصاً با خوش اخلاقیهای پسر گلم دوچندان شاد شد ...

کلی هم عکس گرفتیم از دوتا فسقلامون، سارینا نی نی و رادین کوچولو...

 

تو این لباس حسابی معلومه که چقدر شیطونی!!!!

 

 

 

اینم از سارینا عسلی ، دخمل عموی مامی

خدا رو شکر که دومین یلدا رو هم به خوبی در کنار هم سپری کردیم ...

امیدوارم قند و نباتم ، همیشه  زندگیت به شیرینی هندونه باشه مامی


 

 تاریخچه یلدا:

خورشید در حرکت سالانه خود، در آخر پاییز به پایین‌ترین نقطه افق جنوب شرقی می‌رسد که موجب کوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریکی شب می‌شود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگربار بسوی شمال شرقی باز می‌گردد که نتیجه آن افزایش روشنایی روز و کاهش شب است. به عبارت دیگر، در شش‌ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانه‌روز خورشید اندکی پایین‌تر از محل پیشین خود در افق طلوع می‌کند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایین‌ترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد.

 از این روز به بعد، مسیر جابجایی‌های طلوع خورشید معکوس شده و دوباره بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز می‌‌گردد. آغاز بازگشتن خورشید بسوی شمال‌شرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته می‌شد به طوری که آن را گرامی ‌و فرخنده می‌داشتند.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان کیان کوچولو
3 دی 91 12:56
آخی عزیزم مبارکه خاله ججوووووونییی
مامان کیان کوچولو
3 دی 91 12:57
ببینم شیطوون این صدای خنده خودته ؟؟؟؟؟ ناز باشی خاله